دن کیشوت

دن کیشوت

رمان عجیبی است دن کیشوت. بسیاری آن را بهترین رمان اسپانیایی میدانند. و محمد قاضی نیز چونان زیبا ترجمه اش کرده است که بسیاری (از جمله نجف دریابندری) معتقدند خواندن ترجمه محمد قاضی روش خوبی برای آموختن ظرفیتهای زبان فارسی است.

سانتایانا نیز در اشاره ای زیبا میگوید اکثر انسانها جزو یکی از دو دسته زیر هستند:
یا همچون سانچوپانزاها به حقیقت می اندیشند و آرمانی ندارند، یا همچون دن کیشوتها، آرمانی دارند اما دیوانه اند!

دن کیشوت قهرمان خودخوانده ای است که ناگهان احساسی وی را فرا گرفته که باید به اصلاح جهان بپردازد. او در جهان جدید، سعی میکند با روشهای قدیمی (با پهلوانی و پهلوان بازی و …) زندگی کند و جهان را به جایی بهتر برای زندگی تبدیل کند!

داستان نشان میدهد که بازگشت به گذشته چقدر غیر ممکن است و به نوعی به استهزاء کسانی میپردازد که چنین آرزویی دارند.

دن کیشوت نماد یک دیوانه عملگراست که در حد شعور محدود خود در پی حقیقت میگردد. اما در جهانی که دیگر مانند سابق نمی اندیشد و نمی بیند، به مضحکه خاص و عام بدل میشود.

دن کیشوت را هنوز میتوان تحمل کرد. چه او احمقی حقیقت جوست. اما سخت تر از دن کیشوت، تحمل سانچو پانزا ندیم اوست که همواره او را همراهی و حمایت میکند.

انسان از سانچوپانزا ها بیشتر دلگیر میشود، چون اگر اینان نبودند، دن کیشوت ها اینگونه در توهم فرو نمی رفتند!

—————————————

پی نوشت: از وبلاگ سابقم – برای فراموش کردن

رادیو مذاکره: فایلهای صوتی رایگان آموزشی ارتباطات و مذاکره
مقالات تخصصی در سایت متمم: محل توسعه مهارتهای من
سایت تراست زون: فایلهای صوتی آموزشی
+175
  


28 نظر بر روی پست “دن کیشوت



  1. شیما می‌گه:

    دن کیشوت اسپانیایی از آمدن انسان مدرن خبر داده بود. و این امری اتفاقی نیست ، چرا که سروانتس نویسنده این اثر با جلوه دادن شخصیت های داستان اش به بیان چیزی برآمد که وجه تمایز سده های بعدی شد : یعنی ظهور مدرنیته و نگاه کنایه آمیز به هستی و جهان ، یعنی قابل قبول بودن خبط و اشتباه ، یعنی که بتوانی خود و دیگران را دست بیندازی ، شک بکنی ، شکست بخوری و یا به زبان دیگر نقاط ضعف آدمی را نشان بدهی.

    Thumb up 2 Thumb down 0

  2. سمانه می‌گه:

    دنیا
    پر از حکایت دیوهاست
    و ما
    به قدر دن کیشوت بودن مان
    قهرمانیم.

    شمس لنگرودی

    Thumb up 0 Thumb down 0

  3. اشرف می‌گه:

    گفتین:” کار خیر همون موقع که شروع میشه تموم شده” و من دیگه انتظار نداشتم که با اون بحث فکر شده و اسلاید حرف بزنید. ممنونم برای برنامه خیلی خوب شب قصه. دیشب خواهرم رو با خودم آورده بودم و از صحبت های شما انقدر خوشش اومده بود که من واقعا کلی به خودم افتخار می کردم که من معرفی تون کردم.
    فرصت خیلی خوبیه که تشکر کنم از شما برای همه این مدتی که “چراغ خاموش” شاگردتونم و خیلی چیزها ازتون یاد گرفتم. نقل مطالبی که اینجا می خونم، از قول خودتون، تنها راهیه که برای جبران به ذهنم میرسه و آرزو دارم یه روزی یه کاری از دستم بر بیاد. گر چه حتی اینجوری هم فکر خودمم بیشتر و چیزهایی که میشه توی کار ازتون یاد گرفت، تا جبران زحمتای شما.
    سپاسگزارم

    Thumb up 1 Thumb down 0

  4. علی می‌گه:

    آن‌کس که هدف‌هایی بس‌بزرگ را در نظر می‌گیرد و بعد پنهانی درمی‌یابد که برای دست‌یابی به این هدف‌ها بسیار ضعیف است، معمولا نیروی کافی نمی‌یابد که با این هدف‌ها آشکارا مخالفت ورزد و از این‌رو ناگزیر به انسانی “مزور” تبدیل می‌شود.
    : نیچه

    Thumb up 4 Thumb down 0

  5. کیان می‌گه:

    سلام آقای مهندس شعبانعلی عزیز
    مطلبم اصلاً ربطی به نوشته تون نداره و بامید روزی که هیچ کدام از ما در این دسته بندی نگنجیم .
    فقط میخواستم یک تشکر ویژه از برنامه شب قصه ۴ اسفندتون کرده باشم.
    شما بخوبی معنای تمایزو تخلیص رو برای ما به تصویر کشیدید.
    اینهمه صفات خوب در یک نفر اگر منحصر بفرد نباشد حتماً در انحصار عده معدودی ،انسانهای خالص و متمایز است.
    تفاوت های شما در عقیده و ایمان و امید و طرز فکر ستودنی است.
    انسانهای بزرگ در هر لحظه از حضورشان منشا خیرند. این نوشته به گفته شمل در امشب از این جایگاه نبود که شما
    را خوشحال کند، صرفاً اشاره ای بود تا حال خودم را بهتر کنم ،
    افتخار میکنم که خواننده و دوستدار وبلاگ و ایده های شما هستم.
    شب بسیار زیبایی را رقم زدید.
    زندگیتان زیبا باد.
    با احترام.

    Thumb up 4 Thumb down 0

    • کیان می‌گه:

      پی نوشت : حیف از روزی که ارزش آدمها با تعداد لایک هایشان در دنیای مجازی تعیین شود.
      که اگر اینگونه تعریفش کنیم امید را از خودمان که در جستجوی آگاهی به اینجا آمده ایم ، گرفته ایم.
      جایگاه شما در نظر کسانی که عقیده شما را میفهمند، همیشه بدون قیاس در صدر است .

      Thumb up 6 Thumb down 0

    • شهرزاد می‌گه:

      کیان عزیز … چقدر از کامنتی که گذاشتی لذت بردم…
      و خوشبحالت که تونستی شرکت کنی و از این برنامه و مخصوصا قصه گویی محمدرضای عزیز، لذت ببری … و دلم میخواد بهت بگم که : “تو گوهرشناس خیلی خوبی هستی و خوشحالم که به جمع دوستان این خونه پیوستی” …:)

      Thumb up 3 Thumb down 0

      • کیان می‌گه:

        جای همه اونهایی که دوست داشتن باشند خالی بود.
        و مطابق معمول آقای شعبانعلی در ارایه مطالب با اختلاف قابل توجهی در صدر نشستند.

        Thumb up 1 Thumb down 0

  6. عارفه می‌گه:

    کمرنگ شدی مرد.امیدوارم حالتون خوب باشه.

    Thumb up 2 Thumb down 0

  7. نهال می‌گه:

    سلااام خدمت استاد گرامی؛؛
    راستش من این رمان رو نخوندم؛؛ولی از نوشته شما و همچنین یادداشت های دوستان؛؛به این نتیجه احتمالی رسیدم که امثال آدم های دن کیشوت؛؛مثال بارز ضرب المثل معروف ما ایرانی ها است؛؛یعنی:”کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت !”
    به نظر من کسی که میخواد دنیا رو عوض کنه نباید خوش بین باشه؛برای عوض کردن دنیا حتما حتما باید واقع بین بود؛
    دنیا و آدم های دنیا مسئله ریاضی نیستن که خوشبینانه برای حل کردنشون اون ها رو داخل فرمول بزاریم و به جواب برسیم؛
    اگر که اشتباه متوجه شدم ؛ممنون میشم راهنماییم کنید.

    Thumb up 9 Thumb down 0

  8. حسین می‌گه:

    نوشتن برای فراموش‌کردن است، نه به‌یادآوردن…

    Thumb up 5 Thumb down 0

  9. احمد می‌گه:

    سلام استاد.
    و شما از دسته سوم هستید: هم آرمان دارید و هم واقع بین و منطقی هستید.
    امیدوارم شما به پاسخ اصلی تمامی زحمات ارزشمندتون به طور کامل برسید: جامعه ایرانی صاحب پیشرفت و اخلاق و…

    Thumb up 2 Thumb down 0

  10. سهیلا می‌گه:

    سلام من دوسالی هست تقریبا هر روز مهمون این خونه هستم و مثل تو زندگی کردن رو دوست دارم. امیدوارم بتونم من هم کم کم تواین مسیری که این گروه داره پیش میبره همراه بشم .اگرفرصتی بود خیلی لطف میکنی نیایش صبحگاهی رو برای ما توی سایت بگذاری.
    مرسی از اینکه هستی و با بودنت به ما هم انگیزه میدی که تلاش کنیم باافزایش آگاهی خودمون و دیگران درآینده بتونیم جامعه زیباتری داشته باشیم.مرسی که هستی.

    Thumb up 5 Thumb down 0

  11. حسین می‌گه:

    هیوا جان ضدی به هدف.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  12. علیرضا داداشی می‌گه:

    سلام
    برای من جالب این است که هر دن کیشوتی یک سانچو پانزایی دارد که انگار اصل کار اوست که دن کیشوت پروری می کند.
    خصلت اصلی دن کیشوت ها توهم زدگی است و سانچو ها توهم آفرینند.
    امیدوارم هیچ وقت جای هیچکدام شان نباشم.
    برقرار باشید.

    Thumb up 5 Thumb down 0

  13. بهاره می‌گه:

    “ما همیشه بر خواهیم گشت همانطور که ما همیشه برگشته ایم…

    مردگان برمی خیزند، آدم ها به صورت دن کیشوت های ضعیف، با کلاه خودی قر شده بر سر و نیزه ای شکسته در دست، سوار بر اسبی نحیف، به جنگ آسیای بادی می روند و پره های غول پیکر آسیا به غرقاب نیستی پرتابشان می کند.
    باز برمی خیزند…نبرد می کنند… و پره های غول پیکر آسیا به غرقاب نیستی پرتابشان می کند…باز برمی خیزند… و این کمدی، در سیر ابدی خود هرگز پایانی ندارد…”

    نمایشنامه ازدواج آقای می سی سی پی، فریدریش دورنمات.

    Thumb up 1 Thumb down 0

  14. گیتی می‌گه:

    نوشته های شما همیشه حسی جالب ایجاد می کنند این رو از خودم نمی گم! از کامنت های گذاشته شده می فهمم!!! اما خب حس برای کسی که بعضی وقتا پیش زمینه داشته باشه! من این رمان رو نخوندم! اما فکر کنم برای فهمیدن پست شما باید بخونم! چون عجیب به دیدگاه های ریزبینانه ای مثل دیدگاه های شما علاقه دارم!

    Thumb up 1 Thumb down 0

  15. شاهین سلیمانی می‌گه:

    چقدرجالب اشاره کردی محمدرضای عزیز….راستش رابرت جانسون در کتابی به نام تکامل آگاهی از دن کیشوت تا فاوست ، شبیه به این مطلب را اشاره کرده
    http://shahin-soleimani.blogfa.com/post/96

    Thumb up 0 Thumb down 0

  16. mina90 می‌گه:

    هرچقدر بیشتر میخونمش طعم تلخش برام بیشتر میشه.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  17. siamak می‌گه:

    mahshar bood ostad

    Thumb up 0 Thumb down 1

  18. rezaA می‌گه:

    اقا از نوجوان توانگر که دکتر شیری تو پست گذاشت نمیگی؟.خیلی دوس دارم از قصه هایی که شما گفتید اونجا بدونم..

    Thumb up 4 Thumb down 1

    • چرا رضا جان. یک مقدار درگیر کارها هستم اما حتماً این کار رو میکنم.

      Thumb up 2 Thumb down 2

      • مهدی رضا می‌گه:

        پی نوشت : واژه ی ولی به معنای دوستدار – یار – مدد کار – نگهبان – یاری دهنده میباشد . در مورد ۲ و ۳ معنای این دو ولی با هم متفاوت است
        ۲ – ولی شما خداست …. نگهبان و یاری دهنده شما خداست
        ۳ – خدای بزرگ تعجیل کن در ظهور ولیت ….. تعجیل کن در ظهور دوستدارت

        Thumb up 0 Thumb down 0

        • مهدی رضا می‌گه:

          چه اسلام چه مسیحیت چه یهودیت چه بودیسم چه هندوئیسم ….. یا هر آئینی که سالهاست در روح و جان بخشی از مردم این کره خاکی ریشه کرده با آدم کوچولوهای سیاسی اون بخش ارزیابی و قیاس نمیشه . یا ما این آدمها رو خیلی دست بالا گرفتیم یا باورهای مردمو خیلی دست کم ….
          انسان از سانچوپانزا ها بیشتر دلگیر میشود، چون اگر اینان نبودند، دن کیشوت ها اینگونه در توهم فرو نمی رفتند!

          Thumb up 2 Thumb down 0

  19. هیوا می‌گه:

    سه برداشت آزاد ( مورد ۲ و ۳در لفافه) :
    ۱)
    احمدی‌نژاد: سیاستمداران دنیا از من توقع مدیریت جهان را داشتند
    ۲)
    آیه ولا… «اِنّما وَلیّکم الله … »
    ۳)
    اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر
    ————————————————
    ” اما سخت تر از دن کیشوت، تحمل سانچو پانزا ندیم اوست که همواره او را همراهی و حمایت میکند.”

    Thumb up 23 Thumb down 8

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>