بابک زنجانی

در جلسات مختلف زیاد می‌پرسند و در کامنت‌ها زیاد پرسیده‌اند که بابک زنجانی کیست؟ یا او را می‌شناسی؟ یا …

فکر می‌کنم در خصوص بابک زنجانی، حرف‌های زیادی زده شده و نوشته شده است. طبیعی است که نظام قضایی کشور، پرونده‌ی او را بررسی نموده و نتیجه را به اطلاع مردم خواهد رساند. اما به رسم عادت مالوف و طریق معروف، می‌خواهم ماجرای بابک زنجانی را بهانه‌ای برای بررسی بیشتر وضعیت اجتماعی موجود قرار دهم.

نخستین چیزی که به نظر من عجیب است نحوه‌ی تحلیل بخشی از جامعه در خصوص این پرونده است:

در توصیف بابک زنجانی مطالب مختلفی نظیر سن کم او، نقطه‌ی شروع کار او (رانندگی)، تعدد شرکت‌های او، گردش مالی زیادش، پیشنهادهای چندصدمیلیاردتومانی جابجایی مالکیت شرکتها و … مطرح می‌شود.

بابک زنجانی

واقعیت این است که هیچکدام از این موارد نمی‌تواند معیار قضاوت ما قرار گیرد. اگر امروز نظام قضایی کشور او را محاکمه می‌کند، طبیعی است دلیلش هیچ یک از موارد فوق نیست. بلکه اتهام‌هایی نظیر رفتارهای مالی غیر شفاف و تاثیرگذاری بر فرایند‌های اقتصادی و مالی قانونی کشور و به نوعی اخلال در فضای اقتصادی است. نباید در کشور این حس ایجاد شود که ثروتمندان همیشه در معرض تهدید و اتهام هستند. آنچه در معرض تهدید است و جامعه با آن برخورد می‌کند «فساد» است و نه «ثروت».

نکته‌ی دومی که برای من بسیار مهم است استفاده از «تفکر سیستمی» در تحلیل وضعیت موجود است. یکی از نکاتی که در تفکر سیستمی مورد توجه قرار می‌گیرد تاثیر سیستم، بر روی رفتار انسانها و تاثیر متقابل انسانها بر روی سیستم است. واقعیت این است که طی سالهای اخیر، افراد دیگری نیز مانند بابک زنجانی در اقتصاد ما ظهور کرده‌اند و به نظر می‌رسد اگر تغییر سیستمی رخ ندهد، در سالهای بعد هم باید به ماجراهای مشابهی سرگرم باشیم.

به هر حال باید پذیرفت که تحریم ها و قطع رابطه با «قطب شمال اقتصادی جهان»، تبعاتی نظیر تراکنشهای مالی غیرشفاف را نیز به همراه خواهد داشت. وقتی که از عمق رابطه‌ی ما با کشورهای دیگر کاسته میشود و بانک های ما نمیتوانند تعامل روزمره و منطقی با نظام بانکی جهان داشته باشند، طبیعی است که فرصتی به وجود می آید تا افراد مختلف، «کانال»هایی برای این جابجایی ها باشند. از طرف دیگر افزایش ریسک فعالیت اقتصادی در حوزه های خاص، باعث میشود که مدیران واقعی و سرمایه گذاران و فعالان اقتصادی، ترجیح بدهند سرمایه های خود را به بازارهای دیگر منتقل کنند و کسانی در این بازارهای سیاسی – اقتصادی باقی خواهند ماند که از پشتوانه های مختلف برخوردار باشند. تا زمانی که نظام اقتصادی و اجتماعی شفاف وجود ندارد، هر سال یک سرگرمی مانند بابک زنجانی در انتظار ما خواهد بود.

اما نکته ی آخر اینکه: تفکر سیستمی همچنین به ما می‌آموزد که به ریشه ها نگاه کنیم و نه میوه ها. همانطور که ساده اندیشانه است که همه چیز را به یک فرد مانند «بابک زنجانی» مربوط بدانیم، ساده اندیشانه خواهد بود که همه‌ی اتهام ها را به سمت ساختار اقتصادی و سیاسی موجود ببریم.

واقعیت این است که ساختار موجود در فضای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی امروز کشور، تا حد زیادی انعکاس نگرش مردم ما به جامعه و اقتصاد است.

در فرهنگی که «داشته‌های مادی» و «حساب بانکی» انسانها معیار رشد و موفقیت و موقعیت اجتماعی آنهاست،

در فرهنگی که «فرار از پرداخت مالیات به نظام اقتصادی حاکم» به عنوان زیرکی تلقی می‌شود و مردم آن را با افتخار برای یکدیگر تعریف می‌کنند،

در فرهنگی که «توصیه‌ی نزدیکان» برای «استخدام» در سازمانهای دیگر، «لطف و محبت» تفسیر می‌شود و نه «دزدی و خیانت»،

در فرهنگی که برای همه چیز شتاب دارد  و حتی «شناسنامه‌ی فرزندانش» را چند ماه جابجا می‌کند و به دروغ می‌گیرد تا فرزندش یک سال جلوتر از جامعه باشد،

در فرهنگی که همه چیز در عدد و سرعت و شتاب خلاصه شود،

طبیعی است که دزدی، خیانت، رفتارهای مالی غیر شفاف و فساد، بخش جدایی ناپذیر ساختار اقتصادی و اجتماعی می‌شود. در چنین جامعه‌ای، هزار سال حرکت به جلو یا عقب نیز، تغییری در وضعیت موجود ایجاد نمی‌کند…

بابک زنجانی محاکمه و فراموش می‌شود اما بابک زنجانی‌های بعدی، همین الان متولد و بزرگ می‌شوند تا روز دیگری، انگشت نفرت ما، آنها را نشانه بگیرد…



دوره MBA آنلاین در سایت متمم: با بهره مندی از منابع روز دنیا
رادیو مذاکره: فایلهای صوتی رایگان آموزشی ارتباطات و مذاکره
رادیو متمم: فایلهای صوتی رایگان برای توسعه مهارتهای ما
+310
  


34 نظر بر روی پست “بابک زنجانی



  1. سعید می‌گه:

    با سلام آقایون یک سوال:
    آیا دوست داشتید جای آقای زنجانی باشید؟

    انتقادات خودتون رو هم فراموش نکنید…. بنظرم جواب خیلیاتون مثل من “آره” هست…
    پس این همه خلاف باورتون حرف نزنید… کافیه مشکل جامعه ما امثال منو شماست نه آقای زنجانی…
    اتفاقا آقایی بنام زنجانی آدم موفقی بوده که بجای حرف بر علیه باورهاش به باورهاش عمل کرده حالا گیریم باورش درسته یا غلط………………………………………. حلاج و یارانش همو داستان کلیشه ای قدیمی رو فراموش کردیم اما واقعیته!!

    Thumb up 1 Thumb down 2

  2. امید می‌گه:

    فرانتس فانون : “انقلاب ها فرزندان خود را می بلعند ”
    خلف یا ناخلف ، خودی یا غیر خودی!!!
    برای بقای خود…آنچه را در دامان خود پرورش داده قربانی می کند!!!

    Thumb up 0 Thumb down 2

  3. امید می‌گه:

    محمدرضا………..
    تو را به همانچه نمی پرستی !
    تکلیف من یکی را معلوم کن…
    تو کدام وری؟؟؟؟؟
    با مایی یا اونا ((;

    Thumb up 0 Thumb down 1

    • امید جان.
      تمام هزینه‌ای که در این چند قرن اخیر در این کشور پرداخته شده به خاطر اینه که از همه‌ی ما خواسته‌اند با اینها باشیم یا با آنها.

      واقعیت این است که به قول امام علی اگر حق جدا بود و باطل جدا. که هر کسی حق را از باطل تشخیص می‌داد. چه کنیم که در همیشه‌ی تاریخ این دو به هم چنان درآمیخته‌اند که تشخیص یکی از دیگری به سادگی امکان‌پذیر نیست.
      بنابراین چه با اینها باشی و چه با آنها باطل محسوب خواهی شد!

      Thumb up 10 Thumb down 0

  4. گیتی می‌گه:

    محمدرضا کاش نوشتت درست نبود…

    Thumb up 1 Thumb down 0

  5. رضا جعفری می‌گه:

    تحلیلتون واقعا ریبا بود و وقتی تو سایت عصر ایران دیدم خوشحالتر شدم که خواننده های بیشتری می توانن مطالعه واستفاده کنن
    http://www.asriran.com/fa/news/312793/%D8%A8%D8%A7%D8%A8%DA%A9-%D8%B2%D9%86%D8%AC%D8%A7%D9%86%DB%8C%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D8%B9%D8%AF%DB%8C-%D9%87%D9%85%DB%8C%D9%86-%D8%A7%D9%84%D8%A7%D9%86-%D9%85%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%AF-%D9%88-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B4%D9%88%D9%86%D8%AF

    Thumb up 0 Thumb down 0

  6. MReza می‌گه:

    ب هر صورت، با وجود پیچیدگی خاص وضعیت ایشون، ی مقدار دلسوزی برای شخص بابک زنجانی فکر می کنم منصفانه س…
    شخصی که تا ب الان چندین میلیارد دلار از بودجه ی مملکت رو نقد کرده(اصطلاح بهتری بلد نبودم)، با اطلاع رسانی ناهماهنگ و غیرشفاف رسانه های داخل، تو دید خیلی از مردم ب یک دزد و غارتگر بیت المال و … تبدیل میشه.
    قسمتی از مصاحبه ی ایشون ک باعث میشه در مورد بعضی اتهاماتش حداقل ی مقدار هم حق رو به ایشون بدم:
    “I will pay it back if they give me an account number tomorrow that accepts up to 1 billion euro,” said Zanjani, who is believed to be in Iran. “How can I transfer the money when the Oil Ministry and the Central Bank are under sanctions? We also are not able to transfer the money; but the money is in the account.”
    و رسانه های عزیز فقط جمله ی آخر که گفته: “پول در حساب است” رو تکرار می کنن.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  7. ابراهیم می‌گه:

    سلام جناب شعبانعلی
    ممنون از تحلیل بسیار زیبا و موشکافانه ی شما،

    تحلیل شما از جامعه ی اکنون ما خیلی هم صحیح، اما آیا این موضوع رو قبول دارید که سیستم حاکم چیزی حدود ۷۰ درصد جهت گیری این فرهنگ رو بر عهده داره؟ منظورم اینه که در تئوری و ایمان داشتن به همه ی مواردی که شما فرمودید، اکثریت جامعه ی امروز اون ایمان رو دارند،
    اما در عمل:
    وقتی سیستم شرایط رو طوری ایجاد میکنه که دانسته هامون به عمل تبدیل نمیشن، بلکه مجبورا طبق حرکت موج گونه ی جامعه ، خلاف اونچه بهش اعتقاد دارند رو انجام میدن، پس باید جسارتا عرض کنم جامعه ی ما “همه” ی اونچه که بد میبینه رو مرهون فرهنگ پایینش نیست، بلکه “بیشتر” اونچه که بهش رو داشته میشه رو از سیستم حاکمش متحمل میشه.

    ما در بخش هایی از همین دهه های قبل جامعه و اخلاق در اون رو در حال صعود و با شیب مثبت دیدیم، مردم به مفاهیمی چون اخلاق انسانیت گذشت و بسیاری سجایای خوب اراسته شدند در “عمل”
    ولی
    در سالهای اخیر این موجی که از بالا تحمیل شد مردم رو به سمتی کشوند که امروز فرهیخته های این جامعه وقتی دور هم جمع میشند بیشتر از فرهنگ “خود” می نالند…

    Thumb up 0 Thumb down 0

  8. پرویز می‌گه:

    سلام محمد رضا
    تا حدود زیادی با حرفت موافقم اما بیا با خودمون صادق باشیم، اول حرفت گفتی که مردم ما با ثروت مشکلی ندارند و از فساد بیزارند؟ همون جایی هست که حداقل من خیلی بهش نگاه می کنم یه بار با یه مثال از گیتس یا جابز این حرف رو خواستی ثابت کنی! اما محمد رضا چه طور این حرف تو رو قبول کنم وقتی می‌بینم که هیچ کدوم از ثروتمندان ما نیستن که از گزند این مردم به دور باشن؟ چرا مردم ما آبرامویچ رو که احتمالاً مثل زنجانی ثروتمند شده این قدر دوست دارند؟ مگه نه این که گیتس و جابز و آبراموویچ و ….. همه جنس های خارجی هستن و با کلاس!
    تو خودت تا الآن چند بار شنیدی که ازت پرسیدن خونت کجاست؟ یا چند بار مثل خیلی‌های دیگه بهت توپیدن که چند تا دونه کتاب خوندی باهاش نون دونی باز کردی؟؟؟؟
    و …
    همین هاست که ته متنت با سر متنت نمی‌خونه! داستان دیگه‌ای داره! طبق برداشت من تفکر سیستمی می‌گه مشکل بابک زنجانی نیست مشکل وقتیه که بچه از مامانش می‌پرسه چرا عمو پولداره ما نداریم! مادره طبق عادت می‌گه چون ما نمی‌تونیم از دیوار مردم بالا بریم! و …..

    Thumb up 0 Thumb down 0

  9. مسعود امیدی می‌گه:

    آقای شعبانعلی عزیزبا سلام
    جای خوشحالی است که صاحبنظران حوزه مدیریت گاهی نیز از حوزه تکنیکها و روش ها و موارد خاص فراتر رفته و در چارچوب نگرش سیستمی به مسائل می پردازند.طرح موضوع بابک زنجانی در فضای گروه مدیران فی نفسه جالب و چالش برانگیز است و امیدوارم بتواند فضای تبادل نظر فعالی را سبب گردیده و نتیجه آن به تجزیه و تحلیل علمی تر اینگونه پدیده ها که چندان هم خودویژه نبوده و ما به ازا های متعددی هم در این کشور و هم در سایر نقاط جهان داشته و دارند، در بین اعضای گروه مدیران و اندیشمندان جامعه مدیریتی کشور یاری رساند. اینکه اهمیت پرداختن به موضوع از چه جهتی است، نه به قدو بالای رعنا، نبوغ وجوانی ایشان ، نه به کت و شلوار اطوکشیده و صورت دوتیغه ایشان برمی گردد و نه به جایگاه علمی، فرهنگی و …آقای زنجانی. اهمیت موضوع به نقشی برمی گردد که زنجانی ها در درجه اول در اقتصاد این کشور بازی کرده اند و می کنند، به شرایطی که زنجانی ها را می پرورد و….به امید آنکه کشورمان در مسیری گام بردارد که هر از چنگاه در آن شاهد پدیده زنجانی ها نباشیم
    به قول اندیشمندی، شناخت جهان از آن رو دارای اهمیت است که بتواند در مسیر تغییر آن مورد استفاده قرار گیرد.نکته اول این است که ای کاش در فضاهای حرفه ای ما مانند گروه مدیران حساسیت به زنجانی ها قبل از بازداشت ایشان هم وجود می داشت و منجر به نوشتن در باره ایشان می شد. به هرحال نمی توان منکر شد که بابک زنجانی سالهاست که شناخته شده است و گزارش های متعددی در باره شخصیت ایشان و فعالیتهایشان ، هم در رسانه های خبری و هم در فضای وب در دسترس بوده است. پرداختن به موضوع زنجانی تنها بعد از بازداشت او تداعی کننده رفتار شخصیت هایی است که تنها بعد از تمام شدن دوران ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد ، ایشان را به انواع و اقسام صفتها از جمله دروغ متهم کنند، در حالی که در دوران ریاست جمهوری او یا با رویه مماشات در زیر مجموعه ایشان از موقعیتی برخوردار بوده اند و یا به دلیل عافیت طلبی از ریسک متهم شدن به انواع اتهامات ضد ملی و امنیتی و…پرهیز می کردند، گرچه قابل درک است اما چندان شجاعانه واخلاقی به نظر نمی رسد.
    دوم اینکه همانطور که نوشته اید، باید این گونه پدیده ها را در قالب رویکردی سیستمی مورد بررسی قرار داد. وبگذارید اضافه کنیم که باید آنها را در قالب سیستم داینامیک مورد بررسی قرار داد.و وقتی چنین فرضی را بپذیریم، در واقع پذیرفته ایم که باید اینگونه پدیده ها را از منظرهای مختلف اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، تاریخی ، اجتماعی و…مورد نقد قرار داد. اینکه فضای سیاسی ما چقدر ظرفیت چنین برخوردهایی را دارد، موضوعی است که به نوبه خود جای بررسی جداگانه دارد. می دانیم که هرساله رتبه بندی کشورهای دنیا در ارتباط با فساد مالی و اداری انتشار می یابد و ایران نیز جایگاه نسبتاً ممتازی در این رتبه بندی از آخر دارد یعنی به نوعی دارای میزان قابل توجهی از فساد اداری و مالی است. این گزارش نشان می دهد که به درجات مختلف در کشورهای جهان، فساد مالی و اداری وجود دارد. بارها گزارش های مختلف خبری از کشورهای به اصطلاح پیشرفته ، در حال توسعه و توسعه نیافته را شنیده ایم و خوانده ایم که آخرین موردش به چالش های سیاسی جدی در ترکیه امروز منجر گردیده و در جلو چشم همگان است. این ها فقط در چین و کره شمالی نیست که رخ می دهد و به محاکمه و اعدام منجر می شود. بارها از کره جنوبی نیز چنین گزارش هایی منتشر گردیده است. در ایتالیا هم برلوسکونی را دارید. حتی در انگلیس، ایتالیا، فرانسه، اسپانیا، آلمان و…در موارد بسیاری شواهد فساد مالی و اداری رسانه ای شده است.
    چرا آقای شعبانعلی؟ شما بعد از توضیح شرایط تراکنش های غیرشفاف به دلیل شرایط ناشی از تحریم و ایجاد فرصت های خاص برای سوء استفاده برخی ها در کشور می نویسید که “تفکر سیستمی همچنین به ما می‌آموزد که به ریشه ها نگاه کنیم و نه میوه ها. همانطور که ساده اندیشانه است که همه چیز را به یک فرد مانند «بابک زنجانی» مربوط بدانیم، ساده اندیشانه خواهد بود که همه‌ی اتهام ها را به سمت ساختار اقتصادی و سیاسی موجود ببریم. ” و در ادامه می نویسید که: “واقعیت این است که ساختار موجود در فضای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی امروز کشور، تا حد زیادی انعکاس نگرش مردم ما به جامعه و اقتصاد است.” بدین ترتیب از نظرشما، ریشه مشکل به مردم و نگرش آنها بر می گردد.حال برگردیم به آنچه شما در ارتباط با ضرورت نگرش سیستمی به موضوع مطرح نمودید. در چارچوب این نگرش سیستمی باید پرسید که “نگرش مردم ما به جامعه و اقتصاد” که شما شواهدی از آن را نیز ارائه کرده اید، محصول چه فرآیندی است و چگونه شکل گرفته است؟ نقش نهادهای فرهنگی و سیستم آموزشی در شکل دادن به نگرش و رفتارهای اقتصادی و اجتماعی مردم چیست؟ این نهادها توسط چه کسانی و با کدام رویکرد فکری، فرهنگی، ایدئولوژیک مدیریت می شوند؟ مگر نه این است که حداقل طی سه دهه گذشته حکومتگرانی بر سرکار بوده اند و منابع کشور را در دست خود داشته اند که فریادهای ترویج اخلاق مداری، قانون مداری، ارزش مداری، انسان مداری، طرفداری از مستضعفان، جامعه قسط، حق الناس و…آنها گوش فلک را کر کرده است و کوشیده است تا رویکرد خود را از مهد کودک تا مدارس، دانشگاه ها، محل های کار و زندگی مردم و… بر همه کس و همه چیز تحمیل نماید، پس چرا محصول آن چنین نگرشی در بین مردم از آب درآمده است؟
    برادر من، آقای مهندس شعبانعلی، نگرش سیستمی ایجاب می نماید تا پدیده های اجتماعی را از رویکردی چند عاملی و از زاویه علوم مختلف اجتماعی نیز مورد بررسی قرار دهیم و یکی از این علوم نیز دانش اقتصاد سیاسی است. براساس مسلمات این دانش بر خلاف آنچه شما اعتقاد دارید، اگر نگرش مردم در ساختار موجود در فضای سیاسی، اجتماعی ، اقتصادی و فرهنگی انعکاس می یابد، بسیار بیشتر از آن، این ساختارهای مربوطه هستند که بر نگرش مردم تاثیر می گذارند و آن را شکل می دهند. اما این ساختارها خود بیش از هرچیز ، محصول مناسبات اقتصادی اند. مناسبات اقتصادی در واقع زیرساخت شکل گیری ساختار سیاسی قدرت و صحنه گردان روبناهای فرهنگی و…است که شما به آن با عنوان نگرش مردم اشاره نموده اید. آقای شعبانعلی، قریب به سه دهه است که چه در دولت سازندگی، چه در دولت اصلاحات و چه در دولت مهرپرور و اکنون نیز در دولت تدبیر و امید، فرهنگ و اخلاقیات نئولیبرالی ترویج می گردد و تئوریزه شده در قالب علم اقتصاد به خورد مردم و دانشگاهان داده می شود. فرهنگ سود محور ضد انسانی ای که فجایع آن از کشورهای پیشرفته شامل انگلیس ، آمریکا، ایتالیا، فرانسه، اسپانیا و…تا کشورهای آمریکای لاتین، آفریقا و آسیا همه جا را به ویرانی کشانده است و می کشاند. فکر می کنید چرا ایالات متحده آمریکا از بیشترین میزان بزهکاری و جرائم و نیز زندانی در دنیا به نسبت جمعیت برخوردار است؟ لابد در جستجوی پاسخ این سئوال به نگرش مردم آمریکا اشاره می کنید.
    بد نیست اشاره کنم به اینکه بر اساس مطالعات علمی معتبر از سوی نهادهای بین المللی، بین میزان فساد مالی و اداری از یک سو و میزان باز بودن فضای سیاسی و دمکراسی رابطه معکوسی وجود دارد. نبودن نظارت مردمی، مطبوعات آزاد و سایر نهادهای دموکراتیک، هر جامعه ای را به فساد می کشاند. شواهد فراوانی از این امر در کشورهای مختلف دنیا یافت می شود. زنجانی ها در چنین شرایطی شکل گرفته و رشد می کنند.
    بگذارید مسئله اساسی تری را مطرح نمایم . ارزش های اخلاقی چه جایگاهی در سیستم سود محور حاکم بر جهان دارد؟ چرا باید اسنودن را تحت تعقیب قرار داد؟ چرا نباید به او جایزه صلح نوبل داد؟ چرا ایالات متحده به تعهدات بین المللی خود در زمینه مسائل زیست محیطی پایبند نیست؟ چرا در بین دوستان و متحدین خود شنود می کند؟ چرا استیو جابز که به نابغه مدیریت و نوآوری شهره گردید، در کارخانجات اپل در چین به نقض وحشتناک حقوق کارگران پرداخت؟ چرا در نیجریه، آفریقای جنوبی، بنگلادش ، آرژانتین، برزیل و…و در همه جای جهان حقوق نیروی کار روز به روز محدودتر می گردد؟ علت برچیدن دولتهای رفاه در غرب اروپا چیست؟ چرا در کره جنوبی اراذل و اوباش جیره خوار کارفرمایان ،به اتحادیه زنان کارگری که برای افزایش دستمزد مبارزه می نمودند و موفق به جلب حمایت عمومی شده بودند، هجوم برده و پس از ضرب و شتم این کارگران زن و با ریختن مدفوع انسانی در دهان این زنانی که برای افزایش دستمزد جهت حفظ قدرت خرید خود مبارزه می کردند، سعی کردند آنها را خفه و ساکت کنند؟ آری این خبرها را نه صدای آمریکا می گوید نه بی بی سی و نه روزنامه های آنها می نویسند و… چرا که می خواهند کره جنوبی را به عنوان یک ویترین توسعه به کشورها در حال توسعه نشان دهند. چرا در آفریقای جنوبی دولت به اصطلاح دموکراتیکی که پس از تبعیض نژادی بر سرکار می آید، دست به کشتار کارگران معترضی می زند که برای افزایش دستمزد دست به اعتصاب زده بودند؟ چرا ماههاست که حقوق بسیاری از کارگران در سازمان های مختلف در گوشه و کنار همین کشور خودمان پرداخت نمی شود و اگر دست به اعتراض و اعتصاب و تحصن بزنند، فوری با آنها برخورد می شود و مسئله امنیتی پیدا می کنند؟
    من هم با شما موافقم که باید با یک برخورد سیستمی به مسئله زنجانی ها پرداخت. باید در این رویکرد سیستمی به این پرسش نیز پاسخ داد که همین مردمی که شما به نگرش آنها اشکال وارد می کنید، چند درصد، چندهزارم، چند میلیونیم آنها از فرصت تبدیل شدن به زنجانی ها برخوردار می شوند؟ اساساً این فرصت از کجا و بر چه اساسی در اختیار آنها قرار می گیرد؟ باید با همان رویکرد سیستمی به این سوال نیز پاسخ داد که اگر کسی در شرایط زیستی انسان های ساکن کومه های فلاکت زده در یک کشور فقیر آفریقایی و پر از ایدز، فقر فرهنگی، بیسوادی ، مالاریا و فقر و سیل و جنگ و… بدنیا آمد و نتوانست نگرشی مانند نخبه های تحصیلکرده کلان شهرها و یا آنهایی که در وال استریت بدنیا می آیند و در فضایی پر از علم و دانش و فرهنگ رشد می کنند پیدا کند، چطور می شود محکومش کرد؟ آیا این رویکرد برای تبرئه بعضی ها نیست؟ آری ما برای تحلیل شکل گیری و رشد زنجانی ها نیازمند نگرشی سیستمی بر اساس علوم اجتماعی نظیر تاریخ، جامعه شناسی، اقتصاد بویژه اقتصاد سیاسی و اقتصاد توسعه ،شناخت جنبش های اجتماعی و سیاسی معاصر و فلسفه هستیم. تنها با یک متدولوژی دیالتیکی می توان به درک درستی از تحلیل پدیده های اجتماعی دست یافت .
    یافته های دانش مدیریت را بویژه اگر تحت تاثیر القائات ایدئولوژیک نئولیبرالی نیز باشد، به تنهایی یارای تحلیل علمی چنین پدیده هایی نیست. با احترام- مسعود امیدی

    Thumb up 0 Thumb down 1

    • ضمن تشکر از متن طولانی شما. فکر می‌کنم رویکرد «منطقی» ایجاب می‌کند قبل از کامنت دادن در مورد یک مطلب، سایر کامنت‌ها یا لااقل سایر توضیحات نویسنده را در ذیل آن بخوانیم.

      من در کامنت ها نوشتم که «ماجرای نگرش فرهنگی ما و ساختار اقتصادی و سیاسی ما» ماجرای مرغ و تخم مرغ است و نمی‌توان گفت کدام ریشه‌ی کدام است. البته از لحاظ علمی می‌توان گفت که Resource Curse نام تلخی است که بر روی این رویداد نوشته شده است.
      باور من این است که ما ۳۰ سال پیش از زیر بوته سبز نشدیم.
      در متن شما ندیدم که به قبل از انقلاب فکر کرده باشید. هیستوگرام جهان را نگاه کنید و ببینید که قدرت ایران از داریوش تا امروز رو به افول است.
      من نمی‌خواهم از وضعیت فعلی دفاع کنم یا همه چیز را ناشی از مردم بدانم.

      یکی از مفاهیم مطرح در تفکر سیستمی بحث Event و تفاوت آن با Trend است. انقلاب ایران یک رویداد نیست. ادامه‌ی یک روند چند هزار ساله در زندگی مردم ایران است.

      البته در کامنت خود مطلبی نوشته‌اید که ارتباط آن را با نگرش سیستمی نفهمیدم: اشاره شده که چون همه فرصت دزد شدن ندارند دزدی جرم است! (گفته‌اید: چند درصد مردم ایران می‌توانند…)

      قطعاً مطالعه‌ی بیشتر در حوزه‌ی تفکر سیستمی‌ می‌تواند به تحلیلی منطقی‌تر در بازه‌ای طولانی تر از یک مقطع زمانی میکروسکوپی (۳۰ سال) منجر شود…

      Thumb up 2 Thumb down 0

      • پسرک خامه فروش می‌گه:

        مرسی ی ی !
        دقیقا منظورم این بود که اون پاراگراف آخر میزنه توو ذوق طرف… و تمام حرف های منطقیه جوابتو تحت شعاع خودش قرار میده.
        مرسی ی ی ی ی …

        Thumb up 0 Thumb down 0

  10. بهمن می‌گه:

    من واقعا وقتی این آدم ها رو می بینم نمی تونم بهشون بگم موفق
    آدم هایی که یک شبه ره صد ساله رو میرن و وقتی باهاشون حرف می زنی نمی تونن درست بهت بگن راه موفقیتشون چی بوده ؟؟؟ خیلی ها ممکنه یک شبه موفق بشن اما وقتی روی کاغذ میاری می تونی به فرمول برسی … اما امثال این آدم رو هر جور با خودت فکر می کنی میبینی یه چیزایی با هم نمی خونه !
    همه شون فقط بلدن بگن یه روز پول تاکسی نداشتم حالا تا دلت بخواد تاکسی دارم …
    توی فضای اقتصادی خراب ایران ، توی فضای خراب اجتماعی ایران … سخت باور می کنم این آدم ها با فکر خودشون ، با زحمت خودشون … به جایی رسیده باشند. این افراد مخصوصا در این حد و اندازه ها اغلب یه عروسک هستند در دست بزرگانی که نمی خوان اسمسون هم شنیده بشه.
    اما گاهی به این جمله فکر می کنم که “اگر گاو هم باشی در صورتی که در جای مناسب قرار بگیری، کسانی هستند که تو را بپرستند” ، به این فکر میکنم که شاید این آدم ها از قضای روزگار راننده بزرگانی میشن که زندگی اونا رو عوض می کنه و میشن موفق بدون اینکه شب ها تمرین قانون جاذبه رو کرده باشند. اونها خودشون هم نمیدونن چرا اینجوری رشد کردند. (البته در کشور ما قرار گرفت توی این نقطه های خیلی ساده ست …)

    Thumb up 0 Thumb down 0

  11. فرشید می‌گه:

    در اقتصادی که ثروتمند شدن معنای دموکراتیک نداشته و خلق ثروت با کسب ثروت مساوی و یک معنی را بدهد بدیهی است توضیحات مطروحه فوق کاملا به جا و موید شرح وحال ماست . ولی این واقعیت جامعه تک تک ما را از رعابت اصول اخلاق کاری و ترویج نیاز به موفقیت معاف نمیدارد.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  12. آرام می‌گه:

    ممنون از جامع نگری تون…بنظرم خیلی قشنگه که تا حدامکان تحلیل و تفکیک مناسبی از افراد و عملکردها دارید و سهم همه رو می بینید. خیلی خوب میشه اگه توی جامعه به هیچکس امتیاز بیجا ندیم و هیچکس رو از روی احساسات و تعصب نفی نکنیم.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  13. آویشن کیانی می‌گه:

    با سلام

    به نظر من تمام معنای یک انسان موفق

    Thumb up 0 Thumb down 0

  14. محمد می‌گه:

    سلام محمد رضا
    در جای آقای مسجد جامعی گفته بود وقتی مسولان ما برای عکس گرفتن با جوانان موفق همه حاضر می شوند و آن را حاصل کار و تلاش خود می دانند ولی هیچ کس نه مردم و نه مسولان به جوانی که بالای دار می رود توجهی نمی کنند و نمی گویند این هم حاصل و محصول همین مردم و مسولان است
    و آقای زیبا کلام هم گفته بود وقتی در لندن رانندگی می کنم و می خواهم از فرعی وارد اصلی شوم اگر راننده اولی اجازه ندهد من وارد شوم راننده دوم این اجازه را خواهد ولی در اینجا باید خودت بیندازی در دل خودروی طرف مقابل تا بتوانی وارد خیابان اصلی شوی همه محصول همین جامعه هستیم

    Thumb up 1 Thumb down 0

  15. سولماز می‌گه:

    با سلام
    تحلیلتون رو دوست داشتم
    با اجازه شما با ذکر منبع به اشتراک میذارم
    سپاس

    Thumb up 0 Thumb down 0

  16. مهدی می‌گه:

    دکترمصطفی ملکیان ، ۲۰عیب فرهنگی ما ایرانیان رو بیان می کنند که قائلند به اینکه عمدتا ریشه وضعیتیه که ما الان داریم.قسمت پایانی گفته های ایشون قابل تامله:
    “روشنفکران‌ و مصلحان‌ اجتماعی‌ به‌ جای‌ اینکه‌ همیشه‌ مجیز مردم‌ را بگویند و فکر کنند تمام‌ مشکلات‌ متوجه‌ رژیم‌ سیاسی‌ است‌. باید از مجیزگویی‌ مردم‌ دست‌ بردارند و به‌ مردم‌ بگوییم‌ چون‌ شما اینگونه‌اید حاکمان‌ هم‌ آنگونه‌اند.
    حاکمان‌ زائیده‌ این‌ فرهنگند جامعه‌ای‌ که‌ فرهنگش‌ این‌ باشد ناگزیر سیاستش‌ هم‌ آن‌ می‌شود و اقتصادش‌ هم‌ آن‌ می‌شود. خطاست‌ که‌ روشنفکران‌ و مصلحان‌ اجتماعی‌ برای‌ پیداکردن‌ محبوبیت‌ و شخصیت‌ اجتماعی‌ مجیز مردم‌ را بگویند و بگوییم‌ که‌ مردم‌ هیچ‌ عیب‌ و نقصی‌ ندارند.چرا که‌ رژیم‌ سیاسی‌ ولیده‌ مردم‌ است‌ و رژیم‌ سیاسی‌ بهتر به‌ فرهنگ‌ بهتر نیاز دارد.”
    http://www.magiran.com/npview.asp?ID=1104029

    Thumb up 0 Thumb down 0

  17. مهران فرجزاده می‌گه:

    به امید تغییر نگرش همه مردم و مسئولان ایران
    سپاس محمدرضای عزیز

    Thumb up 0 Thumb down 0

  18. شهرزاد می‌گه:

    خیلی لذت بردم … و جالبه … منتظر چنین پستی و دقیقا با چنین تحلیلی از جانب شما بودم و واقعا همون چیزی بود که انتظار داشتم. خوشحالم. :)

    Thumb up 0 Thumb down 0

  19. مجید می‌گه:

    شما فرمودید: “واقعیت این است که ساختار موجود در فضای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی امروز کشور، تا حد زیادی انعکاس نگرش مردم ما به جامعه و اقتصاد است.”
    سئوال: نگرش مردم زاده چیست؟
    اگر جواب فرهنگی است که در آن رشد نموده اند که باعث شده “«داشته‌های مادی» و «حساب بانکی» انسانها معیار رشد و موفقیت و موقعیت اجتماعی آنهاست، ….”، سئوال دوم: فرهنگ از کجا زاده می شود؟
    چرا من ایرانی در ایران اینگونه ام و وقتی به فرنگ مهاجرت میکنم و تحت سیتره قوانین و یا فرهنگ آن دیار قرار میگیرم، نگرشم تغییر میکند؟

    Thumb up 0 Thumb down 0

    • واقعیت اینه که تا حد زیادی ماجرای مرغ و تخم مرغه مجید جان (لااقل به نظر من)

      در مورد فرهنگ ما، جدا از رفتارهای ما، وجود منابع زیرزمینی یا همون پدیده‌ی Resource Curse یا شومی منابع رو نمی‌شه نادیده گرفت.

      و آخرین نکته اینکه ما در مراجعه به کشورهای دیگر به نظرم «رفتارمون» تغییر می‌کنه و نگرشمون ثابته. چون برمی‌گردیم همون آدم هستیم. تغییر رفتار هم سطحی و ظاهریه و ازش نتیجه‌ی زیادی شاید نشه گرفت.

      البته این حوزه رو خوب نمی‌شناسم. ممکنه اشتباه کنم. امیدوارم اونهایی که تخصصش رو دارند این زیر یک چیزی بنویسند…

      Thumb up 1 Thumb down 0

  20. فائزه می‌گه:

    یعنی بهترین تحلیلی بود که خوندم
    واقعا…هزاران سپاس برای شما
    به امید تغییر نگرش فرهنگی در ایران…

    Thumb up 0 Thumb down 0

  21. farshad می‌گه:

    دقیقآ موافقم افراد بسیار موفقی در همین سیستم غلط رشد کردند و ثروت آفرین شدند. مثل مالکان کاله و یا بوتان من کمتر دیدم کسی نسبت به انها و ثروت انها احساس نفرت کنه,فکر می کنم ما باید واژهای جدیدی برای نشان دادن تفاوت
    Successful و winner در فرهنگ و گفتتمان روزمره پیدا کنیم .خاطرم هست در یکی از مطالبتون از ثروت اندوز و ثروت آفرین استفاده کردین.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  22. علی می‌گه:

    بازداشت بابک زنجانی برای من تاسف بار بود. من او را نمی شناسم اما او را یک سوی ماجرا می دانم. سوی دیگر ماجرا جایی است که خود را کنار می کشد و اصلا انگار نه انگار که آنها امثال بابک زنجانی را رشد داده اند. به نظر می رسد ساختار سیستمی سست، نبود قوانین شفاف، آسانی رشوه دادن و گرفتن، تفکرات جناحی، تفسیر های سلیقه ای از قانون به دلیل عدم شفافیت و دهها دلیل دگیر باعث تولد امثال زنجانی هاست. اما نکته جالب غرور کاذب ناشی از شعار برخورد با دانه درشت هاست. کدام دانه و کدام درشت؟
    فراموش نکنیم که افرادی از این دست به هر حال در این سیستم رشد کرده اند و برخورد نادرست و اشتباه با آنها فقط آنها را نابود نمی کند بلکه باعث نابودی بسیاری دیگر نیز خواهد شد.
    به نظر من اکنون در کشور دو کیس مهم از افرادی که در این سیستم اقتصادی رشد کرده اند وجودد دارند که هر دو ادعا می کنند به این کشور حدمت کرده اند. یکی امیر منصور آریا و دیگری بابک زنجانی. کسانی هم این ها را دزد و کاهبردار و … می خوانند.
    به باور من رشد این افراد جز با حمایت سیستم های دولتی و قضایی امکانپذیر نیست.
    بنابراین پیشنهاد می کنم که دوگروه از کارشناسان اقتصادی و حقوقدان ها بدون قضاوت در عملکرد اینان و با رویکرد آسیب شناسی پرونده این افراد را بررسی و در نهایت به دولت و دیگر نهاد مروطه گزارش دهد که چه اتفاقی می افتد که این افراد در کشور رشد می کنند و سپس توسط همین کشور محاکمه و … می شوند.

    Thumb up 0 Thumb down 0

  23. anahitas می‌گه:

    در جامعه ای که موفقیت مردم به عوامل بیرونی نسبت داده می شود و آدمهای موفق برچسپ های زیادی دریافت می کنند همین است…

    Thumb up 0 Thumb down 0

  24. پویا ودایع می‌گه:

    تو صفحه خودم به اشتراک گذاشتم ……با اجازه محمدرضا

    Thumb up 0 Thumb down 0

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>