RSS
 

دنبال من بیایید…

۲۴ مهر

این کاریکاتور امین زارعی را دوست دارم…

0
  
 
۱۶ ديگاه

نوشته شده در دسته عمومی

 

ارسال دیدگاه

 
 
  1. سارا.ر

    مهر ۲۸, ۱۳۹۱ at ۱۲:۱۹ ب.ظ

    سلام، به انتهای تیغ برسه چی میشه؟!!!

     
  2. مهدی

    مهر ۲۷, ۱۳۹۱ at ۶:۲۳ ق.ظ

    خیلی تلخه
    اما کاملا واقعیه شاید بشه گفت ۷۰درصد مردم.

    باید بدنبال راهی بگردیم:
    هر فرد مسئول زندگی خودشه پس هر کس باید از خودش شروع کنه

     
  3. محمد

    مهر ۲۵, ۱۳۹۱ at ۵:۲۲ ب.ظ

    آقا دو روزه این کاریکاتور از جلوی چشمم نمیره کنار، بعضیا میگن شرایط سخت امروز رو دهه ۶۰ هم تحمل کردیم و با موفقیت گذراندیم، اما این دو روزه یه سره دارم به این فکر می کنم که اون زمان اون جلوییه پوتین نداشت…

     
  4. hamed

    مهر ۲۵, ۱۳۹۱ at ۳:۱۰ ب.ظ

    سلام استاد عزیز٫
    من فک میکنم این کاریکاتور یه مصداقه از سیر حرکتی عوام تو کل دنیا ست

     
  5. صفورا

    مهر ۲۵, ۱۳۹۱ at ۱۲:۰۸ ب.ظ

    اگه آگاهانه انتخاب کردن که دنبالش برن باید مشقت اونو تحمل کنن

     
  6. hadis

    مهر ۲۵, ۱۳۹۱ at ۱۰:۱۴ ق.ظ

    سلام
    وای که این کاریکاتور چقدر خوب آروم فریاد میزنه.

     
  7. مهتاب

    مهر ۲۵, ۱۳۹۱ at ۱۰:۰۲ ق.ظ

    چه تلخ…
    واقعا تصویرناراحت کننده ولی واقعی است…
    به نظر شما ماکه یک جوونیم تاکی باید این تصاویروحشتناک و ببینیم؟
    تحمل ما چقدره؟؟

     
  8. پرویز

    مهر ۲۵, ۱۳۹۱ at ۶:۴۱ ق.ظ

    نتیجۀ اخلاقی
    اگر کفشها آهنی بپوشی و می توانی روی لبۀ تیغ راه بروی…

     
  9. علی

    مهر ۲۵, ۱۳۹۱ at ۶:۰۳ ق.ظ

    کم کم دارم نگرانت میشم
    اینجا ایرانه
    مواظب خودت باش

     
  10. معصومه

    مهر ۲۴, ۱۳۹۱ at ۸:۲۹ ب.ظ

    من از این تصویر می ترسم ،یک مقدار هم شبیه مثال قطاریه که در همایش انتخاب زدید

     
  11. Neda.sh

    مهر ۲۴, ۱۳۹۱ at ۸:۱۷ ب.ظ

    سلام چه تلخ !!!!
    چی میشه که اینطوری میشه؟!؟!؟!

     
  12. پگاه

    مهر ۲۴, ۱۳۹۱ at ۷:۲۵ ب.ظ

    این کاریکاتور تلخه و من و یاد یه مقاله انداخت تو شلوغ کاریهای سال ۸۸ …گربه ای که خیلی وقته از لبه پرتگاه گذشته و داره رو هوا راه میره تنها چیزیی که باعث سقوطش نشده اینه که اون گربه چشاش بستس کافیه چشاش و باز کنه و ببینه که زیر پاش هیچی نیست اون موقع گربه افتاده ته پرتگاه….اونقد این تصویر سقوط گربه تلخه که طعم گسش و کامل حس میکنم بیشتر از هرکسی چونکه من تصویرسازی خیلی قویی دارم…چیزایی رو به خاطر میارم که بارها و بارها انیمیشنش و تو مخم دیدم….و انیمیشن گربه ای که داره رو هوا راه میره یکی از تلخ تریناشه…..اومدم بگم تلخ نوشتید یادم افتاد به پست قبلی…تلخ نوشتید ولی سیاه نمایی نکردید..گاهی اوقات خیلی می ترسم

     
    • بهرنگ

      مهر ۲۵, ۱۳۹۱ at ۹:۱۵ ق.ظ

      پگاه خانم. اون گربه هم با چشمای بسته تا یک جایی میره جلو. بعدش چه چشم باز یا بسته، میفته. با چشم باز زودتر، بسته، دیرتر.

       
  13. بهنام

    مهر ۲۴, ۱۳۹۱ at ۷:۱۷ ب.ظ

    امید سفید این است که بعد از چند سال یه پولی جمع کنی تا یه پراید بخری.
    بعدش وقتی پولت جمع شد پراید یه دفعه بشه ۱۲ ۱۳ میلیون و تو بازم بگی اشکال نداره.بازم پولامو جمع میکنم تا بخرم.
    و شاید همچنان بچرخیم با این چرخه!!!!!!

     
    • پگاه

      مهر ۲۴, ۱۳۹۱ at ۷:۳۷ ب.ظ

      ناراحت شدم……می بینی آقای بهنام ما می خوایم از کف مثلثه مزلو بکشیم بالا ولی انگار تو این مثلثه سرب ریختن همش گیر نیازهای اولیمونیم….حق مسلمهای یک انسان :(

       
    • معصومه

      مهر ۲۴, ۱۳۹۱ at ۸:۲۵ ب.ظ

      آی گفتی
      راه حل
      امید سفید تو به سیاه تبدیل کن وچشماتو ببند و فکر کن کمری خریدی مثل من زیاد سخت نیست تازه اون موقعه بهت می گن مثبت اندیش